انتظار سبز

روز نوشته هاي من

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

مهدی انتظار
   

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

 

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

پنج شنبه 18 شهريور 1389، ساعت 17:0

 
دسته بندي ها: شعر 
   

یا اباصالح

مهدی انتظار
   

یا اباصالح

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

پنج شنبه 18 شهريور 1389، ساعت 16:56

 
دسته بندي ها: عکس 
   

اصالت مهدویت از دیدگاه اهل سنت -قسمت آخر

مهدی انتظار
   

 

اصالت مهدویت از دیدگاه اهل سنت -قسمت آخر


 

ذکر منابعی که در تهیه 12 قسمت مقاله فوق  از آنها استفاده شده است

1- شبکه اینترنتی امام مهدی (عج)

2- مقاله مهدویت و مذاهب اسلامی-غلامحسین زینعلی

3- کتاب اخرین امید –مرحوم الهامی

4- کتاب عصر ظهور –علی کورانی

5- کتاب ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام،مذاهب و ملل جهان-هاشم شهیدی

6- سایت تحقیقاتی ولی عصر (عج)

7- سایت سازمان تبلیغات اسلامی

8- سایت مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه –مقاله رسول رضوی

9- پایگاه حوزه

10-سایت موسسه فرهنگی موعود عصر (عج)

11-خبر گزاری اینترنتی فارس

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

پنج شنبه 18 شهريور 1389، ساعت 16:51

 
دسته بندي ها: علمی 
   

امام مهربان

مهدی انتظار
   

امام مهربان

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

پنج شنبه 18 شهريور 1389، ساعت 16:47

 
دسته بندي ها: عکس 
   

در جهاد اکبر از امام زمان کمک بخواهید...

مهدی انتظار
   

 

در جهاد اکبر از امام زمان کمک بخواهید...

 

یک زمانی تکالیف شرعیمو درست انجام نمیدادم و خطاهائی هم از من سر میزد اما خودم از این وضعیت ناراحت بودم ،تا اینکه یک شب در عالم خواب رفتم جلو آینه ،دیدم صورتم سیاه و بی ریخت شده . از خواب بیدار شدم .

ناراحت شدم . تصمیم گرفتم تکالیف دینی مو درست انجام بدم و تا جائیکه ممکنه گناه نکنم ،و این کار رو کردم . تا اینکه بعد از مدتی دوباره خواب دیدم رفتم جلو آینه دیدم صورتم بسیار نورانی زیبا و سپید شده . از دیدن قیافم خیلی لذت بردم .

بله دوستان گناه یعنی سیاهی وزشتی و ایمان و عمل صالح یعنی نور و زیبائی .

در جهاد اکبر از امام زمان کمک بخواهید.

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

پنج شنبه 18 شهريور 1389، ساعت 16:37

 
دسته بندي ها: دلنوشته 
   

صفحه نخست

خوراک خوان Rss

پیامکهای من
مشخصات من

درباره ...

 
 

در اين قسمت اطلاعات و توضيحاتي در مورد وبلاگ خود در بخش مديريت وارد نماييد

 

مديريت

 
 
نام كاربري:
گذرواژه:
 

دسته‌بندي‌ها

 

آمار

 
  بازديد كل: 8183
بازديد امروز: 5
بازديد ديروز: 14
تعداد مطالب: 134
 
 
 
(زمان صرف شده براي توليد صفحه : 0:0.608)